En | Fa

زادروز جلیل ضیاءپور، نقاش مدرن ایرانی

برگ نخست / بلاگ / زادروز جلیل ضیاءپور، نقاش مدرن ایرانی

نود و هشت سال پیش در چنین روزی «جلیل ضیاءپور» از بنیان‌گذاران نقاشی مدرن ایران به دنیا اومد.

ایشون نقاش، استاد دانشگاه، پژوهشگر و مؤلف توی حوزه‌های مردم‌شناسی، فرهنگ عامه، نقش‌های زینتی مناطق مختلف ایران و تاریخ بود که آثارش تبدیل به مرجع درسی در دانشگاه‌ها شده.

جلیل ضیاءپور

نظریه‌ی هنری ضیاءپور که در رساله‌ای با عنوان «لغو نظریه‌های مکاتب گذشته و معاصر از پریمیتیو تا سوررآلیسم» مطرح شد، ابتدا پیشینه‌ای از مکاتب هنری غرب ارائه می‌ده و این مکاتب رو برای هدف اصلی نقاشی نارسا می‌دونه و بعد به نقاشی مجرد و انتزاعی نزدیک می‌شه که در نهایت به نتایج زیر می‌رسه که شاید برای هنرمندان و هنردوستان جالب باشه:

الف. رنگ و طرح و یک نوع فرم و کمپوزیسیون غیرعادی دور است که نقاشی باید روی آن‌ها فعالیت کند.

ب. هر قدر مضمون در نقاشی از حیث سازمان غیرعادی‌تر باشد به همان اندازه نقاشی کامل‌تر و از نظر تخصص با ارزش‌تر است.

پ. مضمون نقاشی، اصولاً نباید نهاد و گزاره و نتیجه را «چون نوشته‌های عادی» به دست دهد؛ زیرا هر خط و هر رنگ، هر فرم و هر کمپوزیسیونی، خود به تنهایی صاحب مبتدا و خبر و نتیجه، و نتیجتاً مضمون است؛ از این رو، هرگونه فرم و تصویر و مضمون متمایل به طبیعت مأنوس، ناقض فن نقاشی است.

ت. هر قدر که صور طبیعی و غیرطبیعی نزدیک، جای خود را به ترکیبات رنگ و طرح و سایر عوامل فنی بدهند، به همان اندازه، نقاشی به طرف کمال یعنی به جایی که زیبایی‌ها و لذت‌های مخصوص به خود را بیشتر می‌تواند به دست بیاورد، سیر می‌کند.

ث. نقاشی اگر شامل صور طبیعی یا غیرطبیعی نزدیک باشد، هنرمند باید عمداً آن‌ها را ویران کند به طوری که غیرقابل تشابه به طبیعت عادی باشد تا عوامل هنری کاملاً و بدون انگل جلوه‌گر شوند.

ج. در نقاشی بدون تصویر «یعنی در خارج از تصاویر طبیعی و غیرطبیعی نزدیک» هنرمند تکلیف خود را می‌فهمد و می‌داند که برای ایجاد زیبایی تخصصی باید مستقیماً به عوامل هنری «یعنی ایجاد هماهنگی‌های دقیق‌تر و خوش‌آیندتر و طراحی‌های جاندارتر و گویاتر» بپردازد. در همین مرحله، هنرمند و هم مردم به خصوص «که به وسیلهٔ فهم مضامین عادی و تصویری نظایر خاطرات و آرزوهای خود گمان می‌کرده‌اند که درک زیبایی تخصصی کرده‌اند» تکلیف خود را می‌فهمند؛ و برای درک زیبایی نقاشی، از این پس مستقیماً به عوامل هنری رجوع می‌کنند نه به مضامین تصویری یا خود تصویر. اینجا اولین مرحله‌ای خواهد بود که هنرمند و مردم هر دو به واقعیت مفهوم زیبایی تخصصی یا زیبایی‌شناسی تخصصی پی می‌برند.

چ. تاکنون نقاشی به حدود هنر و زیبایی تخصصی خود نرسیده‌است و با سایر هنرهای زیبا به خصوص ادبیات «وقایع توصیفی» اختلاط بسیار نزدیکی داشته‌است. با به کار رفتن این نظریه، مکتبی که آن را «کامل» می‌نامیم به وجود می‌آید که حدود و ثغور نقاشی را از سایر هنرها جدا می‌کند. همین‌جا «یعنی در مکتب کامل» سر منزل واقعی نقاشی فنی و تخصصی -جدا از سایر هنرها- خواهد بود؛ و از اینجا، نقاشی با مفهومی وسیع‌تر خود را خواهد نمود.

ح. زیبایی نقاشی، از زیبایی‌های سایر هنرهای زیبا جداست، باید آن را جداگانه شناخت.

خ. باید دانست که هرگز هیچ روش تازه‌ای بدون نیازمندی محیط به وجود نمی‌آید؛ و هرگز هیچ خواهشی جلوتر از خواهش زمان خود نمی‌تواند باشد؛ زیرا هر خواهشی عاملی دارد؛ و مطمئناً عامل اصلی هر خواهش انگیخته شده‌ای در میان اجتماع هر خواستاری وجود دارد؛ بنابراین، نظریهٔ من بیرون از تقاضای زمان حاضر من نیست و نمی‌تواند باشد.

در ادامه با هم چند اثر ضیاءپور رو می‌بینیم:

«زن کرد قوچان» – ۱۳۳۲

«زندگی من» – ۱۳۷۰

«پرواز در ناشناخته‌ها» – ۱۳۷۶