En | Fa

اشکان رهگذر: من بچه پولدار نیستم

برگ نخست / اخبار / مصاحبه / اشکان رهگذر: من بچه پولدار نیستم

گفتگو با اشکان رهگذر یکی از پرکارترین انیماتورهای جشنواره

کسـی نبود ما را راهنمایی کند

 اشکان رهگذر، کارگردان و نویسنده انیمیشن بلند سینمایی ” آخرین داستان”است که همزمان مدیریت یک استودیو را هم بر عهده دارد. در این دوره از جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران ۸ اثر در بخش‌های رقابتی جشنواره دارد که برخی را تهیه‌کنندگی کرده و برخی را کارگردانی. رهگذر از سال ۸۹ ساخت “آخرین داستان” را آغاز کرد و در مسیر تولید این انیمیشن در جشنواره‌های بین‌المللی همچون “انسی” و “کن” موردتوجه قرار گرفت. با رهگذر در خصوص چگونگی مدیریت این پروژه‌ها، انیمیشن”آخرین داستان”و نحوه کارگردانی او در ساخت موزیک ویدیو صحبت کردیم که در ادامه می‌خوانید.

چطور این پروژه‌ها را مدیریت می‌کنید؟

این‌طور نیسـت کـه همه‌چیز را مـن به‌تنهایی مدیریت کنـم. در اسـتودیو بخش‌های مختلفـی بـرای تولیـد انیمیشـن وجـود دارد کـه هـر بخـش سرپرسـتی دارد. تیم تولیـدی هم داریـم که مهندس هسـتند و فراینـد تولیـد را کنتـرل می‌کنند. آنها به ما می‌گویند هر کـس بایـد چقـدر کار کند تـا راندمـان کار حفظ شـود. از طـرف دیگر منابع انسـانی حضور و میـزان نیروهای هر بخش را بر اساس فرایند تولیـد تأمین می‌کند. باید بگویـم تنها با تالش بسـیار و برنامه‌ریزی. هرروز سـاعت پنج و نیم صبـح از خواب بیدار می‌شوم و به‌صورت متوسـط روزانـه ۱۲ سـاعت کار می‌کنم. زمانـی کـه همزمـان درگیر چنـد پروژه می‌شوم نسـبت بـه اولویت تمرکـزم را روی یکـی از آنها می‌گذارم امـا بـه ایـن معنی نیسـت که بقیـه را رهـا می‌کنم. در شـرایط امـروز کـه برخـی از انیماتورهـا تصمیـم بـه مهاجـرت می‌گیرند، شـما فعال هسـتید و حتی در سـال 89 که شرایط سخت از امـروز بود انیمیشـن سـینمایی » آخرین داسـتان « را سـاختید. سـاخت انیمیشـن»آخرین داسـتان«بر اساس منطقی که در جامعه وجـود دارد، شـروع نشـد. ما فقط دوسـت داشـتیم ایـن کار را انجام دهیـم. گروهـی جـوان و پرانـرژی بودیـم و چنـد کار کوتـاه سـاخته بودیـم. امـا ایـن چالـش طلبـی مـا بـود کـه باعـث شـد به سـمت سـاخت انیمیشـن بلنـد سـینمایی برویـم. بنابرایـن اصل ًا بـه ایـن موضـوع فکـر نکردیم که شـرایط چقدر خـوب یا بد اسـت؟ به خاطر همیـن موضوع هم بسـیار سـختی کشـیدیم.

این شـناخت نداشـتن نسـبت به این کار چه شـرایطی را برای شما به وجود آورد؟

بدتـر از همـه مسـائل، شـرایط مالی پـروژه بـود. ما هیچ تصـوری از اینکـه یک انیمیشـن بلند سـینمایی چقـدر می‌تواند هزینه داشـته باشـد، نداشـتیم. البتـه یکسـری بـرآورد داشـتیم اما چـون تجربه‌ای نداشـتیم و برآوردهای ما بر اساس تئوری بود درنهایت آن برآوردها درسـت از آب در نیامـد. کسـی هـم در ایـران نبود که مـا را راهنمایی کنـد. امـروز کـه دربـاره آن صحبـت می‌کنیم، چنـد انیمیشـن بلند سـینمایی به شـکل ۳D ساخته‌شده اسـت، ولـی در فضایـی که ما می‌خواستیم کارکنیم کسـی نبـود که مـا را راهنمایی کند. مسـائل مالـی در ایـن سال‌ها بسـیار بـه مـا فشـار وارد کـرد ضمـن اینکـه تحـوالت مالـی زیـادی در ایـن سال‌ها داشـتیم کـه همـه اینها ما را تحـت تأثیر قـرار می‌داد. از طـرف دیگر مـا نیـروی متخصص در ایـن سـطح در ایـران نداشـتیم. در آن موقع مـا ۴۰ نفر بودیـم و فکر می‌کردیم بـا همیـن تعداد می‌شود ایـن کار را انجـام داد و از طرف دیگـر بـا خودمـان محاسـبه می‌کردیم که اگر پـول باشـد می‌توانیم نیـرو بیاوریـم امـا درواقع نیروی متخصصی که بتواند در این سـطح کار انجـام دهـد وجود نداشـت.

 برای تأمین این نیروی متخصص چه کاری انجام دادید؟

از ابتـدای شـروع کار مجموعـه » هورخـش«سیاسـت مـا به راین بود نیـروی مسـتعد آمـوزش دهیـم. بنابرایـن از همـان دوره ایـن کار را آغـاز کـرده بودیـم امـا باتجربه کمتر. سیسـتم آموزشـی مـا در اینجا بـه نحـوی اسـت که بچه‌های علاقمند بـه انیمیشـن را از فیلترهای مختلـف عبـور می‌دهیم و آنهـا را وارد اسـتودیو می‌کنیم. سـپس آنهـا تحـت نظـارت سـوپروایزرها یا مدیـران میانـی که هرکدام در شاخ‌های از ایـن حـوزه متخصـص هسـتند آمـوزش می‌بینند. بعد آنهـا را وارد گردونـه تولید می‌کنیم. درواقع استعدادهایشـان را پیدا می‌کنیم و آنهـا را درجایی بـرای کار می‌گذاریم کـه بیشـتر بـه آن علاقه دارنـد و بهتـر کار می‌کنند.

چـرا بـه سـراغ شـاهنامه و قصـه کاوه آهنگـر بـرای سـاخت اولین انیمیشـن بلندتـان رفتید؟

 از کودکـی به‌واسطه خانواده‌ام و تشـویق پـدر و مـادرم در بحـث کتاب خواندن درگیـر شـاهنامه بـودم. بـا کتـاب هـزار و یک‌شب و شـاهنامه بـزرگ شـدم. و ایـن موضـوع همیشـه دغدغه‌ام بـود که اگر خواسـتم کاری آبرومند بسـازم از شـاهنامه اسـتفاده کنم. داستان ضحـاک هـم برایم بسـیار جالب بود. همیشـه این شـخصیت را در تصوراتم می‌دیدم و از بچگی نقاشی‌هایش را می‌کشیدم شـرایطی ایجـاد شـد کـه بتوانـم کاری را انجـام دهـم ترجیـح دادم کـه روی شـاهنامه و اولیـن داسـتانی که همیشـه دوسـتش داشـتم کارکنم. هیـچ سیاسـت خاصی پشـت ایـن نبـوده، فقـط عشـق و علاقه به ایـن داسـتان بوده اسـت.

بزرگ‌ترین مشـکل انیمیشن‌های سـینمایی مـا تاکنـون نداشـتن فیلمنامـه خـوب بـوده. شـما چه‌کاری انجـام دادیـد کـه بـه ایـن مشـکل گرفتار نشـوید؟

نوشـتن فیلمنامه» آخرین داستان « برایم بسـیار سخت بود. ما سنگ بزرگـی را برداشـتیم و اگـر تجربـه حـال حاضر را داشـتم شـاید فیلم کوچک‌تری می‌ساختم. دلیل ضعف فیلمنامه در کارهای انیمیشـنی بـه ایـن برمی‌گردد کـه اساساً کسـانی کـه فیلمنامـه نوشته‌اند، فیلمنامه نویس نبودنـد. این اولیـن فیلمنامه بلند من بـود؛ و از این موضـوع به‌طور کامـل آگاهـی داشـتم. اما برخلاف آنچـه بقیه در مـورد مـن فکـر می‌کنند، مـن انیماتور نیسـتم، فضـا را می‌شناسم. اتفاقاً بیشـتر نویسـنده هسـتم. چـون از اول در حـوزه انیمیشـن بـودم مطالعاتی درباره همه مراحل کسـب کرده‌ام. وقتـی فیلمنامه»آخریـن داسـتان « را نوشـتم، بسـیار آن را بـه چالـش کشـیدم. در مرحلـه تحقیقات از کارشناسـان حوزه اسطوره‌شناسی و حوزه روایت مشـورت و کمـک گرفتـم. آنهـا فیلمنامه‌ام را خواندنـد و ایراداتـی گرفتند. فیلمنامه» آخرین داسـتان«را بسـیار بازنویسی کردم. خیلی‌ها خواندنـد و ایرادهایـش را گفتند و من بازنویسـی کـردم. حتی یک‌بار در اواسـط تولید، فیلمنامه را بازنویسـی اساسـی کردم که به خاطرش مـا نزدیـک به 20 تـا 25 دقیقـه انیمیـت را دور ریختیم.

کمـی دربـاره دو موزیـک ویدیوتـان کـه در جشـنواره حضـور دارد توضیـح دهیـد؟

 درواقع بسـیاری از مسـائل را مدنظر قـرار می‌دهم. ریتم، ترانه، سـبک، پیشـینه هنرمنـد و ارتباطی کـه با او می‌گیرم درنهایت به یـک حـس تبدیـل می‌شود و این حـس در ذهـن من یـک قصه می‌سازد. معمول موزیـک ویدیوهایی که مـن کارکردم داستان‌گو هسـتند. قصه‌ای کـه بـا ریتـم و فضای موسـیقی مرتبط اسـت اما کلمـه بـه کلمـه آن را همراهی نمی‌کند.

منتشر شده در دومین شماره از نشریه روزانه دهمین جشنواره بین المللی پویانمایی تهران